اولین اردو
هفته پیش مدرسه آبتین براشون یه اردو بازدید از موزه حیوانات گذاشته بود.
اولین اردوی پسر گلم بود که باید مردونه و تنهایی می رفت
البته باباجون و مادرجون که مثل همیشه زحمتهای ما گردنشونه بعد از اینکه آبتین و رسوندن مدرسه همون دورو برا موندن تا از دور مراقبش باشن
بچه ها به صف و مرتب از مدرسه بیرون اومدن و سوار اتوبوس شدن و حرکت. بابا جون و مادرجون هم در تعقیب اونا
تا به موزه رسیدن . از اینجا به بعد شیفتمونو عوض کردیم و من رفتم تا دورادور مواظب آبتین باشم
یه کم که بیرون موندم رفتم داخل ببینم چه خبر ه . پشت دیوار قایم شدم و منتظر موندم تا وقتی بازدیدشون تموم شد بیان بیرون . همه از موزه اومدن بیرون و دوباره خیلی قشنگ صف گرفتن. که یهو آبتین بلا نمی دونم چطوری منو در حالیکه داشتم از فاصله خیلی دور ازش عکس می گرفتم دید و بلند داد زد مامان نسیم
فدای این پسر گلم بشم که حواسش به همه جا هست .
اینم اولین رضایت نامه ای که برای نفسم امضا کردم.








اولین اردو
